قصهی ما
روزی که قصهی ما آغاز شد
۱۹ شهریور ۱۴۰۴
از آن روز تا امروز
۰
روز کنار هم بودهایم
۰
ماه
۰
هفته
۰
ساعت
در میان هزاران چهرهی آشنا و غریب،
چشمِ من فقط تو را دید و دلم آرام گرفت؛
از همان لحظه که نگاهمان به هم گره خورد،
هر روز کنارِ تو، جشنِ کوچکِ عاشقیست.
برای خندههایی که دنیای شلوغِ من را ساده و روشن میکنند
برای آن آرامشی که فقط کنار تو پیدایش میکنم
برای هر قدم کوچکی که تا امروز با هم برداشتیم
برای تمامِ فرداهایی که هنوز ننوشتهایم و قرار است با هم بنویسیم
و این تازه آغاز راه ماست…
۱۹ شهریور ۱۴۰۴ · روزی که همهچیز شروع شد